مغرور فداکار

< مغرور فداکار >
(پارت ۶)
ویو تهیونگ **

رفتم کنار دختر خوشگله... خیلی مست بود
*سلام خانم خوشگله

٫واووووو تو چرا انقد جذابی... نهه سورا نهه
نباید با مردا حرف بزنی

*چقد کیوتی توو فکر میکنم هیشکی ب اندازه تو توجهم رو جلب نکرده بود

٫ میدونم من همیشه کیوتم، کیوت تر از او هم هستم

* چقد با نمکه.. اجازه هست ببوسمت؟

٫ اره... نهههه نههه با مردا حرف نمیزنم

* مطمعنی؟

٫نه
*شروع کردم ب بوسیدنش رفتیم تو یکی از سوییت های بار و.... ( بله دیگه اهوم اهوم😈😂)

ویو کوک...

بابام رو دیدم رفتم سمتش ی دختره و ی مرده کنارش بودن... سلام کردم و نشستم...

&پسرم بزار معرفی کنم
ایشون اقای پارک و دخترشون پارک سول هستن از دوستای قدیمی من

( خوشبختم..

(علامت پارک / علامت سول ٬)

/ و ٬ همچنین..

&خب پسرم راستش ما اینجا اومدیم ک راجب شما دوتا صحبت کنیم...

باید باهم قرار بزارین اینطوری بهتر هم هست؟ نه؟ این ی ازدواج کاریه ولی بهش ب عنوان قرار از پیش تعیین شده نگا کنین...

میتونین خانواده تشکیل بدین و شریکای خوبی بشین..

( (فهمیدم اوضاع خرابه باید جیم میزدم بابام فهمید...واسه همین نگاه سنگین کرد.

خسته شدم دیگ...خیل خوب باید بهونه بیارم ) من دوست دختر دارم شرمنده

/ اوه اشکالی نداره ک خیلی راحت جدا میشید

( من نمیتونم خیلی دوسش دارم امکان نداره..

&چرا ب من معرفیش نکردی؟

( شرمنده بابا وقت هست... من برم (قیافه دختره عین گوجه قرمز بود 😂)

&صبر کن.... پسره احمق نمیدونم ب کی رفته... درستش میکنم شما باید ازدواج کنین...

هوففف فرار کردم تهیونگ خر رو ولش خودم میرم بادیگارد منتظر بود رفتم سوار شدم
توراه فکر میکردم...

کسی نیست ک بخوام ب عنوان دوس دختر انتخابش کنم بابا دست از سرم بر نمیداره باید طوری نشون بدم ک بدون اون میمیرم اون موقع راضی میشه...

همه دخترا با پول گرفتن از بابام اعتراف میکنن ک همش دروغ بوده باید ی کار دیگ کنم از کسی اتو بگیرم...

درستش میکنم

ویو سول**
اون پسره چطور جرات کرده منو دست بندازه... با اینکه همش ب اجبار بابا بود واسه بالا

کشیدن ثروت و دزدیدن باند و قوی تر شدن ما ولی حالیش میکنم باید باهاش ازدواج کنم...

تازه بابا بهم اعتماد میکنه باند رو میده دستم... عالیه

راجبشون تحقیق کردم و ی چیزی توجهمو جلب کرد... این نقشه عالیه... جناب جئون بازی رو باختی...

٬الو اقای نام؟

! بله

٬پارک سول هستم خوشحال میشم همو ملاقات کنیم

(کوک ب همین خیال باش )


(لایک کنین خوشگلا 🍓✨)

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره #رمان

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۲)

خیلی هم عالی 🤝😂#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #ج...

عرررررررر😭😭😭#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهو...

ممنون از همتون خیلی حمایتم کردید 🍓✨خیلی خوشحالم کردین🍓✨ بوس ...

< مغرور فداکار >(پارت ۵) ویو تهیونگ **رفتم طبقه پایین ک بری...

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

mafia lave. پارت نهم

𝙋 :: 1علامت ها ::ا/ت :: + جونگ کوک :: - بابای ا/ت :: ^ بابای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط