داستان کوتاه دلای لاما

داستان کوتاه دلای لاما
نویسنده: سیب خاطرات -

لئوناردو باف یک پژوهشگر دینی معروف در برزیل است.

متن زیر، نوشته اوست :

در میزگردی که درباره «دین و آزادی» برپا شده بود و دالایی‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوی، و البته کمی بدجنسی، از او پرسیدم: عالی جناب، بهترین دین کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایی» یا «ادیان شرقی که خیلی قدیمی‌تر از مسیحیت هستند.»
دالایی‌لاما کمی درنگ کرد، لبخندی زد و به چشمان من خیره شد ، و آنگاه گفت:
بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیک‌تر سازد. دینی که از شما آدم بهتری بسازد.»
من که از چنین پاسخ خردمندانه‌ای شرمنده شده بودم، پرسیدم:
آنچه مرا انسان بهتری می‌سازد چیست؟
او پاسخ داد:
هر چیز که شما را دل‌رحم‌تر، فهمیده‌تر، مستقل‌تر، بی‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئولیت‌تر و اخلاقی‌تر سازد .
دینی که این کار را برای شما بکند، بهترین دین است»
من لحظه‌ای ساکت ماندم و به حرف‌های خردمندانة او اندیشیدم. به نظر من پیامی که در پشت حرف‌های او قرار دارد چنین است :
دوست من!
دیدگاه ها (۱)

پیرزنی فرتوت سر و گوش جنبان و دل و سینه لرزان به پیش بوحلیم ...

السلام العلیکیا معین الضعفا ءوالفقرا .السطان یا علی ابن موسی...

تمام انسانها ...ژئو بوگزا ..هر انسانی که نمی‌توانم دوستش بدا...

همهمه .فنی استرنبرگ ..امروز صبحبا همهمه شهر از خواب بیدار شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط