گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم تو با خ

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم تو با خود دشمنی کردی ولی من دوستت دارم

اگر من با تو بد بودم ترا دعوت نمی کردم گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم

تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو چگونه میهمان نومید برگردد ز دربارم

زبستر نیمه شب برخیزو اشکی ریز بر دامن که با اشک شبت خاموش گردد شعلۀ نارم

تو آن عبدی که درگرداب جرم و معصیت غرقی من آن ربّم که باشد دمبدم لطف و کرم کارم

بجز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را امید آور ، امیدآور که من از یأس بیزارم

عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من توان سوزانمت اما ببخشیدن سزاوارم

تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل تو خواب و من زلطف ومرحمت پیوسته بیدارم

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا که هر یک قطره را با یک نم رحمت خریدارم .
دیدگاه ها (۸)

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم/ تو با خود د...

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارمتو با خود دشمنی کردی ، ول...

گنه کردى بيا مى بخشمت گفتم که غفارمتو باخود دشمنى کردى ولى م...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

هیچ چیزی همیشگی نیست حتی اونی ک الان مثلا بدون تو نمیتونه نف...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط