وقتی کوچک بودم ، فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند

وقتی کوچک بودم ، فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند
و ترس برم میداشت
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدما چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم!
دیدگاه ها (۱)

تکلیف "عشقتان" را همان ابتدا روشن کنید..افتادن از طبقه ی اول...

‏کاش دلمون بادکنک بود... مثلا زیاد که پُر میشد میترکید راحت ...

لذت چشم تو چشم شدن با عشقت اونجاش خوبه که انقدر به همـ نگاه ...

#پسرا 👑

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

بچه بودم فکر میکردم بدترین تکلیف دنیا ریاضیه، تا اینکه بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط