فروغفرخزاد

#فروغ_فرخزاد

گمراه‌تر ز روح شرابی و دیده را
در شعله می‌نشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلائی مرداب خون من
خوش باد مستیت، که مرا نوش میکنی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

خدایادلم هواى روزهاى کودکیم را کرده دلم میخواهد قاصدکى بردا...

من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم...این جهان را عاری از هر غ...

انسانیت اگه عکس بود ‌

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

امشب به قصه دل من گوش می‌کنیفردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط