باز هم شب شد و رویای تو در یاد آمد

باز هم شب شد و رویای تو در یاد آمد
آینه عکس تو را دید و به فریاد آمد

خلسه عشق تو تا مرز جنون برد مرا
رخ زیبای تو یک لحظه به امداد آمد

#مسعود_محمدپور
دیدگاه ها (۵)

دیشب از عمق وجود احساس کردم خانه ایرفتنت دارد مرا غرق توهم م...

تو نیستی، غزلم این میان چه فایده دارد؟نشستن ‌اش به دل دیگران...

آهو ندیده ای که بدانی فرار چیستصحرا نبوده ای که بفهمی شکار چ...

دیشب از عمق وجود احساس کردم خانه ایرفتنت دارد مرا غرق توهم م...

* گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا...

صد بار ز برگشت تو نا گشت امیدماما چه ثمر باز به سمت تو دویدم...

برای تو می نویسم : برای تویی که قلبت پاک است ! برای تویی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط