یہ روزے میام جلوے بچه ات زانو میزنم مے بوسمش و بهش میگم:

یہ روزے میام جلوے بچه ات زانو میزنم مے بوسمش و بهش میگم:
فرشتہ ے کوچولو
اون دستایے کہ تو با دستای کوچولوت میگیرے یہ روزے تو دستاے من بود
اون صورتے کہ الآن بین دوتا دستات میگیری و مے بوسے یہ روزی جاے لباے من بود
اون کسے کہ تو بهش میگے باباته یــروزے عشق من بود
اون مرد همہ ے زندگیہ من بود
عشـــق مـن بـود.....
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

یروزی از همین روزا که داشتم زندگی عادیم رو میکردم..ینفر وارد...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

‌ ‌ خواننده فرانسوی سکو در کنسرت‌ اخیرش از جمعیت خواست که با...

آدمی که منتظره تا یکی وارد زندگیش شه تا بهش بفهمونه که پست‌ه...

اعتیاد من بهت.

تانیِ کوچولوی دوست‌داشتنی؛ 🐾🤍امروز اگر کنارمون بودی، ۹ ساله ...

پارت ۲۰عصر بود. رزا لباس‌هاش رو توی کمد مرتب می‌کرد که صدای ...

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط