میخواهم به محل کار پدرم، به کوچه های کودکی، به هم بازیهای

میخواهم به محل کار پدرم، به کوچه های کودکی، به هم بازیهای بچگیم زنگ بزنم.

به مسیر مدرسه ام که خنده های منو فراموش کرده ، به نیمکت های پر از یادگاری
به زنگ های تفریح مدرسه.

به زمستانی که با زمین قهر نکرده بود.

میدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند اما میخواهم به آن روزهای گذشته برگردم.
افسوس که هیچ وسیله ارتباطی مارا به آن روزها وصل نخواهد کرد.

صد افسوس که در بد دوره ای فرزندانم کودکی میکنند.
دیدگاه ها (۴)

♥️ℒℴνℯ♥️زندگی قالی بزرگیستدار این جهان راخدابپاکردهرکس گره ا...

حال من بدون تو چگونه است؟؟ ماهی دیده ای بی حوض؟؟؟ @setayeshg...

این اعجاز چایِخانه ی مادربزرگ چیست؟عطرش ...طعمش ...چرا بهشتی...

از همان زمان که "نامه" های بلند بالا شد "پیامک""پیامک" شد "ا...

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟓

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦..........................

پارت ۱۲ | صبح روز بعد...هنوز زنگ نخورده بود که کل مدرسه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط