یک جنگل مداد

یک جنگل مداد
حرف داشتم اگر
سوخته کبریت تو
امانم می داد.
دیدگاه ها (۱)

پاییز نیامده ،شاعران عاشق غوغا کردند!لابد ، بیاید...،،زمین ج...

با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همهاِی مصرعِ سکوت، در شعرِ...

دستان شهریور را فشردمهنوز هم گرم بودگرمایی از درون که هر چه ...

چایی مینوشیدم و یادش افتادمیکباره دلتنگش شدم بغض کردم و اشک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط