در کنار حرمت سینه جلا می گیرد

در کنار حرمت سینه جلا می گیرد

چشم و دست و سر و دل بوی خدا می گیرد

با دخیل بستن بر پنجره ی فولادت

هر گدا ، تذکره ی کرببلا می گیرد
دیدگاه ها (۳)

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بودزهری توان مختصرش را گرفته بود...

بس که این زهر جفا با جگرم غوغا داشتپاره های دل من ناله ی یا ...

انعکاس شور و امید شعف باب الجوادزائر تو ایستاده جان به کف با...

دستهای من و دامان رضا به چه شودکرم و بخشش واحسان رضابه چه شو...

سلام بر کسی که روحمان با #سلام بر او سیراب می شود،#سلام بر ک...

‍ درباره‌ی #موسیقی:  همیشه کلمات نمی توانندمعنی را کامل انتق...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط