ریکشن پسرا وقتی
ریکشن پسرا وقتی .....
کرم میریزی و میریزی رو مخشون...( منظورم از کرم ریختن رو خودتون میدونین)
دراکو:توی کلاس بودین و دراکو حواسش به استاد بود و تو هی کرم میریختی _ اینجا کرم میریزی ولی وقتی رو تختی جیکتم درنمیاد که با تعجب نگاش کردی _ یکم صبر کن بریم خوابگاه بهت نشون میدم (هیچی رفتن خوابگاه وضو گرفتن)
متئو: توی جلسه ی مرگخوارا بودین و متیو خیلی جدی داشت گوش میداد و تو کرم میریختی که دستشو روی رو.نت گذاشت و فشارش داد _ بیبی کوچولو تو که نمیخای تا یه ماه لنگ راه بری میخای؟ که دیگه خفه شدی و عین بچه ادم نشستی
تام: توی کتابخونه بودین و تام داشت کتاب میخوند و تو هی اذیتش و میکردی اعصابشو بهم ریخته بودی _ات چرا اینطوری میکنی+چون تو بهم توجه نمیکنی همش سرت تو کتابه _ پرنسس یکم صبر کن میریم خوابگاه بهت به اندازه ی کافی توجه میکنم
تئودور : توی خوابگاه نشسته بودین و اون داشت با پسرا حرف میزد و توعم کنارش نشسته بودی و هی کرم میریختی _ پرنسس خودت میدونی من آدم صبوری نیستم میتونم همینجا کارتو بسازم پس نکن.
ریگیالوس: مسابقه ی کوییدیچ داشت و یکم دیر کرده بود و با عجله لباساش رو میپوشید که بره و تو هم هی کرم میریختی که از کمرت محکم گرفت و چسبوند به دیوار و دم گوشت گفت:میدونی که این مسابقه برام مهمه وگرنه کارتو میساختم بعد مسابقه آماده باش و رفت
( خب جیگیلی ها من حدود یه روزه شکست عشقی خیلی بدی خوردم چون فهمیدم متیو بچه داره از نامزد قبلیشششش😭)
کرم میریزی و میریزی رو مخشون...( منظورم از کرم ریختن رو خودتون میدونین)
دراکو:توی کلاس بودین و دراکو حواسش به استاد بود و تو هی کرم میریختی _ اینجا کرم میریزی ولی وقتی رو تختی جیکتم درنمیاد که با تعجب نگاش کردی _ یکم صبر کن بریم خوابگاه بهت نشون میدم (هیچی رفتن خوابگاه وضو گرفتن)
متئو: توی جلسه ی مرگخوارا بودین و متیو خیلی جدی داشت گوش میداد و تو کرم میریختی که دستشو روی رو.نت گذاشت و فشارش داد _ بیبی کوچولو تو که نمیخای تا یه ماه لنگ راه بری میخای؟ که دیگه خفه شدی و عین بچه ادم نشستی
تام: توی کتابخونه بودین و تام داشت کتاب میخوند و تو هی اذیتش و میکردی اعصابشو بهم ریخته بودی _ات چرا اینطوری میکنی+چون تو بهم توجه نمیکنی همش سرت تو کتابه _ پرنسس یکم صبر کن میریم خوابگاه بهت به اندازه ی کافی توجه میکنم
تئودور : توی خوابگاه نشسته بودین و اون داشت با پسرا حرف میزد و توعم کنارش نشسته بودی و هی کرم میریختی _ پرنسس خودت میدونی من آدم صبوری نیستم میتونم همینجا کارتو بسازم پس نکن.
ریگیالوس: مسابقه ی کوییدیچ داشت و یکم دیر کرده بود و با عجله لباساش رو میپوشید که بره و تو هم هی کرم میریختی که از کمرت محکم گرفت و چسبوند به دیوار و دم گوشت گفت:میدونی که این مسابقه برام مهمه وگرنه کارتو میساختم بعد مسابقه آماده باش و رفت
( خب جیگیلی ها من حدود یه روزه شکست عشقی خیلی بدی خوردم چون فهمیدم متیو بچه داره از نامزد قبلیشششش😭)
- ۳.۴k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط