مردی برای فصلِ زن بودن...
مردی برای فصلِ زن بودن...
در وجودِ هر مردی ، پسربچهی چهارسالهای رو ببین...
که از تو فقط مهربانی و توجه میخواهد،
در آغوشش بگیر، نوازشش کن، خیالش را راحت کن که هستی،
جایی نمیروی، طوری رفتار کن که اطمینان حاصل کند مردهای دیگر برایت مهم نیستند...
وقتی با نگرانی مسیر نگاهت را دنبال میکند برگرد و به لبخندی مهمانش کن و بگو، به زبان
بیاور: من فقط تو را میبینم !
در این میان مردی متولد خواهد شد، مردی برای فصلِ زن بودن...
شنیدن این جمله: من فقط تورو میبینم
از زبون اونی که دوسش داری یعنی امید واسه بقیه نفسات
در وجودِ هر مردی ، پسربچهی چهارسالهای رو ببین...
که از تو فقط مهربانی و توجه میخواهد،
در آغوشش بگیر، نوازشش کن، خیالش را راحت کن که هستی،
جایی نمیروی، طوری رفتار کن که اطمینان حاصل کند مردهای دیگر برایت مهم نیستند...
وقتی با نگرانی مسیر نگاهت را دنبال میکند برگرد و به لبخندی مهمانش کن و بگو، به زبان
بیاور: من فقط تو را میبینم !
در این میان مردی متولد خواهد شد، مردی برای فصلِ زن بودن...
شنیدن این جمله: من فقط تورو میبینم
از زبون اونی که دوسش داری یعنی امید واسه بقیه نفسات
- ۵۱۵
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط