پارت

پارت ۲

رسیدم به کمپانی ولی جایی رو بلد نبودم منشی هم نبود اما اونجا دو تا پسر بودن
حتما میدونن

ات:سلام ببخشید میدونید اتاق مدیر کجاست

ویو هیون
داشتم با چان هیونگ درباره کامبک جدیدی که با بلک پینک داریم حرف میزدم که یه دختره اومد آدرس مدیر رو میخاست
چقدر هم خوشگل و ناز بود وقتی دیدمش زبونم بند اومد

چان :سلام بله مستقیم که رفتین سمت راست در اول


میدونم کمه ولی وقتی زیاد مینویسم نمیشه 💓💓
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۲ ممنونی گفتم و تعظیم کوتاهی کرد و رفتم سمت اتاق...

پارت ۳ ات :چشم مدیر :دخترم تو قبول شدی و فردا با وسایلت به ک...

پارت ۱ سلامم من اتم یه دختر ۱۵ ساله که تازه گیا به کره مهاجر...

اسم رمان :عشق و اشک تعداد پارت : نامعلوم تعداد فصل :نامعلوم ...

#تکپارتی#درخواستیوقتی کار آموزی میبینتت و...یه کار آموزی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط