حال من بی تو خراب است، کمی راه بیا

حال من بی تو خراب است، کمی راه بیا
دوری ات رنج و عذاب است، کمی راه بیا
دل سپردم به تو جانا، شده ام بیمارت
زندگی بی تو سراب است، کمی راه بیا
تو جهانی،تو بهشتی،تو سراپا عشقی
چشم تو جام شراب است، کمی راه بیا
تو بیا جان بده بر شعر و غزلها، گلِ من
خنده ات مطلع ناب است، کمی راه بیا
سهم من از تو و این عشق شده تنهایی
دلم از غصه کباب است، کمی راه بیا
بی تو خالی شده دنیای من از شور و شرر
بخت بیچاره به خواب است، کمی راه بیا
دیدگاه ها (۱۶)

من عشق طلب کردم و از درد نوشتیاحساس مرا بر دل خود سرد نوشتیم...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

چه رفته است که صبحی دگر نمی آید" شب فراق به پایان مگر نمی آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط