نمی دانم می دانی یا نه

نمی دانم می دانی یا نه

چشمانم کال اند

بیا نگذار

یک جفت چشم کال

روی دست هایم بماند

که تا ندیدن رسیدنت

نمی رسند !
دیدگاه ها (۱)

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

دلم می‌خواهد دست بکوبم بر روی قفسه‌ی سینه‌ام تا بتوانم نفسی ...

چطور عاشقش شدم؟خب... شاید در یک نگاه؟شاید همان لحظه‌ای که چش...

موسیقی

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط