جکات گوش کن خانوادت اونطور که فکر میکنی نبودن پدرت به ش

جک:ات گوش کن خانوادت اونطور که فکر می‌کنی نبودن پدرت به شدت دنبال پول بود و یک وارث پسر از مادرت می‌خواست اما مادرت تورو داد اونم شروع به زدن مادرت هر روز میکرد و مادرت یک بیمار روانی شد تا دخترکم گوش کن من تورو دوست دارم هرکس هرچیزی بهت گفته کامل نگفته و قصد منو نگفته دخترکم باور کن


ات:بابا هرچی باشه نزاشتی مهر مادری رو ببینم

جک:ات دخترم حتی اگر اونجا بودی مهر مادری نمیدی هیچ مهر پدری هم نمیدیدی

ات:بابا من از اینجا میرم نمیخوام ریخت هیچ کدومتون رو ببینم

جک:ات سر هرچیزی کوتاه میام جز این تو دختر من بودی دختر من هستی و دختر میمونی و جات کنار پدرته و جم نمیخوره الانم برگرد تو اتاقت سریع اگر فکر فرار به سرت بزنه مادر رو جلوی چشمات زنده به گور میکنم(به شدت اعصبانی)

ویو ات
در کبوندم رفتم بیرون
حرفای جک راسته اون هیچ وقت بهم دروغ نگفته و همچین آدمی هم نیست ذاتا با این زودی ها نمیبخشم ذاتا خودت خشم‌ توی چشمای مادرت رو دیدی حالش دست خودش نبود پس جک راست میگه اونا دوتاشون من رو نخواستن ات به فکر نابودی جئون باش درسته جونکوک کاری نکرده اما وایساده اونجا و تماشا کرده
اول جونکوک رو عاشق خودم میکنم بعدش نقطه ضعفشو پیدا میکنم و ازش استفاده میکنم و برای پدرش نقشه ها دارم(خنده اعصبانی و بلند)
دیدگاه ها (۰)

صبح روز بعد ات تا الان اصلا نخوابیدم بلند شدم رفتم کارامو کر...

و به جک هشدار دادم که...... هیچ چیزی رو پیش کوک معلوم نکنه و...

ویو ات نمی‌دونم الان باید مادرم رو مقصر بدونم یا جک رو اما ب...

ادامه پارت قبل.... او، روی صندلی ماشین، بغض کرده بود و گریه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط