به نام تو امروز آواز دادم سحر را

به نام تو خواندم

درخت و پل و باد و

نیلوفر صبحدم را

تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید

تو را در نفس های خود

آشیان دادم ای آذرخش مقدس

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۴)

‌دوست داشتنتبه حد جنون رسیده..!به حدی که،صبح ها با اینکهآفتا...

‌چو از بنفشه‌ی شب، بوی صبح برخیزد، هزار وسوسه در جان من بران...

‌در نگاه من بهارانی هنوزپاک تر از چشمه سارانی هنوزروشنایی بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط