࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅
࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅
🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚
آسمان درتب و تاب غزل بارانست
و زمین تاول چرکین شدهی طغیانست
فتنه،آمیز شده سینهی خاک از آدم
نسل حواست که در جامعهها عریانست
چارهای نیست برای دل پردرد زمان
و بلاهای عظیمی،ست که در جریانست🫀
گفته بودند حدیثی که در این دورهی بد
آنچه سخت است نگه داشتن ایمانست
دامنخاک شد آلوده به خون، حضرتنوح
تو کجایی که جهان منتظر طوفانست
ای پسانداز خدا دست زمین تنگ شده
وسعتی نیست برایش همه جا زندانست
بی تو انگار نفسها همه مسموم شده
زندگی بی تو جگرسوزترین تاوانست
من بهتقصیر خودافتادم ازایندر محروم
عقب افتادن امر فرج از عصیانست
رنگ رخساره خبر میدهد از سِرّ دورن
دل تفدیده عجب در عطش بارانست
🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚
آسمان درتب و تاب غزل بارانست
و زمین تاول چرکین شدهی طغیانست
فتنه،آمیز شده سینهی خاک از آدم
نسل حواست که در جامعهها عریانست
چارهای نیست برای دل پردرد زمان
و بلاهای عظیمی،ست که در جریانست🫀
گفته بودند حدیثی که در این دورهی بد
آنچه سخت است نگه داشتن ایمانست
دامنخاک شد آلوده به خون، حضرتنوح
تو کجایی که جهان منتظر طوفانست
ای پسانداز خدا دست زمین تنگ شده
وسعتی نیست برایش همه جا زندانست
بی تو انگار نفسها همه مسموم شده
زندگی بی تو جگرسوزترین تاوانست
من بهتقصیر خودافتادم ازایندر محروم
عقب افتادن امر فرج از عصیانست
رنگ رخساره خبر میدهد از سِرّ دورن
دل تفدیده عجب در عطش بارانست
- ۳۱۱
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط