یہ عُمر سُکوتــ کردم

یہ عُمر سُکوتــ کردم
یہ عُمر بُغضامو قُورت دادم
یہ عُمر با هَمہ سَختیام کِنار اُومَدم
یہ عُمر دِلِمو اَلکے خوش کردم
یہ عُمر دَردامــــــو نِوشتم
هیچے عوَض نَشــد هیــچے
دِلم میخــٰاد بِرم یِجایے کہ
تَمام این سُکوتــ ها رو
اَز تَہ دِل فَریاد بِزنَم?
دیدگاه ها (۸)

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

#پارت_111آقای مافیا♟🎲تمام مدتی که سامیار نبود دو تا عفریته م...

ددی خون آشام من

.......//برده ی زیبا//.......

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط