همیشه ذره ای حقیقت پشت هر فقط یه شوخی بود

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر فقط یه شوخی بود
کمی کنجکاوی پشت همینطوری پرسیدم
قدری احساسات پشت به من چه اصلا
مقداری خرد پشت چه می دونم
و اندکی درد پشت اشکال نداره وجود دارد
شک نکن🌷
دیدگاه ها (۱)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

راز خون پارت چهارم

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط