وقتی که من عاشق شدم، لیلا چنین عاشق نبود

وقتی که من عاشق شدم، لیلا چنین عاشق نبود
من واله و شیدا ولی،مجنون من صادق نبود

شاعر شدم تا از لبش، گل واژه های عشق را
چیده، غزل سازی کنم، امّا غزل لایق نبود

مرغ دلم پر پر زنان، در دام عشق افتاده بود
آزادیش آن لحظه شد، کز یاد او فارغ نبود

چون شعلۀ عشقم به او، هردم زبانه می کشید
دل را به آتش می زد و، سردی او عایق نبود!

هرچند کوشش کرده ام، خود را فدایی تر کنم
در خاطرش، یادی از من شیرین نبود

هرگز نمی خواهم رَود، ازخاطرم بیرون، ولی
گویا دلش از ابتدا، بر عاشقش، عاشق نبود!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‎
دیدگاه ها (۲۷)

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزدو به مجنون و به لیلا شدنش می ...

بگُشا اخم از آن رخ که دلم باز شودعشق با دیدن لبخند تو آغاز ش...

من که تصویری ندارم در نگاه هیچکسخوب شد هرگز نبودم تکیه‌گاه ه...

مطلع ناب غزل در شب تارم شده ایبی قرارت شده ام،چون تو قرارم ش...

‌وقتی که من عاشق شدم، لیلا چنین عاشق نبودمن واله و شیدا ولی،...

وقتی که من عاشـــــــــــــــق شدم لیلا چنین عاشق نبودمن وال...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرمناله به چشمانِ ترم ، وال...

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرمناله به چشمانِ ترم ، وال...

عاشقانه حرم

رشته ای بر گردنم افکنده دوست می برد آنجاکه خاطر خواه اوست می...

پسری با پدرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط