کار از شنیدن گذشته

کار از شنیدن گذشته
دیگر حتی نمی خواهم اسمت را ببینم
و انگشت می گذارم روی اسمت...
هرکجا که باشد..
توی کتاب ها
توی گوشی
روی فنجان ها..
اما نمی دانم
چرا این سبابه ی لعنتی را
مدام می بوسم...؟!
دیدگاه ها (۱)

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

دستم را به آسمان بردم، آرزوهایم به آن نمی‌رسندشب بی‌ستاره، ب...

تولد مبارک جنگکوکی

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط