Part

Part33

پرش زمانی به صبح .............................................................

از خواب بیدار شدم خیلی آروم میخواستم برم که ات نفهمه و نیاد مدرسه که دیدم بلند شد

ات(اخم)
ته:خب حالا بیا کمکت کنم بریم
ات:نمی‌خوام خوبم(بلند شد ولی خب انقدر حال نداشت )

پرش زمانی به بعد مدرسه.....................................................................

ات ویو
سوار ماشین ته شدم

ته:ات
ات:جونم
ته: برا امروز دوستامو دعوت کردم خونمون میتونی بگی دوستانم بیان
ات:مگه دوستات میدونن من خواهرتم
ته:آره همه چیو گفتم
ات:پس وایسااااا( پرید از ماشین پایین)


رفتم به هانا و جانگمی و سوهی و مونیکا گفتم و اومدم

ات:پیش به سوی خونههههه
ته:(خنده)

پرش زمانی به خونه...............................................................................

تند تند رفتم غذا درست کردم و با کمک تهیونگ خونه تمیز کردم دو ساعتی گزشت گفتم ساعت ۳ پس الان‌میتونم حاضر شم رفتیم حموم بعد روتین پوستی و بعد لباس پوشیدم کههههه

درینگ درینگ

ات:اومدننننن

رفتم باز کردم نشستیم یکم صحبت کردیم بعد ناهار خوردیم اومدیم جلو تلوزیون

هانا: فیلم بزاررررر
ات:باشه

فیلم گزاشتم نشستیم دیدیم فیلمی نبود که دوست داشته باشم یکم جنگی بود ولی بقیه با ذوق نگاه میکردن چوم مدرسه هم رفته بودم خوابم میومد خوابیدم

Part35
دیدگاه ها (۰)

Part34مینهو ویودیدم سر یکی رو شونم افتاده مینهو: تههه خواهرت...

Part3۵ته:اهم بسه دیگه بریمپرش زمانی به ساعت به ۲ صبح...........

Part32ات:میشه بهم آب بدی(همون حالت ولی بدتر)ته:باشهبهش آب دا...

Part31ته ویوزنگ زدم به مامانته:آلو سلام مامان(نگران)مامان:سل...

part 3مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 9مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 8ویو ات*چشامو مالوندم*ات. اه بازم مدرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط