به مناسبت تولد جیهوپیمون یه دوپارتی خوشگل نوشتم حتما بخو
به مناسبت تولد جیهوپیمون یه دوپارتی خوشگل نوشتم حتما بخونیدش
علامت کوک÷ علامت ته= علامت سول آه× علامت ات_ علامت جیهوپ+
#دو_پارتی
#جیهوپ
(محبوب دانشگاه پارت ۱)
ویو ات(ساعت ۱۰ صبح)
از خواب پا شدم و رفتم دستشویی که کار های لازم رو انجام بدم..و بعد یه دوش ۲۰ مینی برگشتم اتاقم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره گوشی رو ورداشتم دیدم که سول آه زنگ زده جواب دادم:
_الو گاوه عزیز چه خبر..صبح به این زودی زنگیدی؟؟(نیشخند)
×میشه سریع بیای یکی تو خونم بدون اجازه وارد شدهههه
_اوکی باشه الان میاممم..
سریع تند تند آماده شدم و رفتم خونه سول آه و در رو زدم و رفتم تو گفتم
_کجاست؟(نفس نفس)
×راستش...بهت دروغ گفتم(خنده در حال پاره شدن)
_چییییییییی چ//صیدهههه؟؟؟(داد)
×باشه گی خوردم میخاستم بگم امروز تولد جیهوپ استادمونههههه
واییییی من خیلی رو جیهوپ استاد دانشگاهمون کراشششممممممممممم
_واقعاااا....
×میشه کمکم کنی میخایم غافلگیرش کنیم
_ما دوتایی؟
×نه کودن...کوک و ته هم هستن
_اوکی من چیکا کنم..
×بِکِش پایین نگا کنم(خنده)(جرررر)
_میخای جدی شی یا برممم؟؟(داد)
×اوکی تو باید بری خونش و ببریش دور دور تا من و ته و کوک بریم خونش رو تزیین کنیم که وقتی برگشت و توهم باهاش برگشتی خونه اون غافلگیررر شههههه
وای نههه خیلی بده از اونجایی که رو جیهوپ کراشم و ممکنه دستپاچه شم و گند بزنم به همه چییی
_نه لطفا خودت اینکارو بکن..اصلا مگه خونشو بلدی
×کوک دیروز یه جی پی اس گذاشت و الان میدونیم خونش کجاست ولی یکم دوره
_خیلی خب باشه فقط بخاطر استاد
×برو دیگهههه
_باشه رفتم خودتو نکُششش
یه تاکسی گرفتم و به راننده آدرس رو نشون دادم و یک ساعت طول کشید تا به مقصد برسیم...بعد از اینکه رسیدیم واییی باورم نمیشه خونش..فعععکککک نننکککنممم خونه باشه...عمارتش خیلی خوببب بودد خیلی حال میکنم که انقد استادمون پولداره
رفتم داخل عمارتش و در زدم که یه آجوما در رو باز کرد(/)
/سلام دخترم بفرمایید؟
_جیهوپ استادمه اومدم ببینمش
/باشه بیا تو(لبخند)
_ممنون
رفتیم داخل..داخلش مثل بیرونش زیبا بود توی پذیرایی استاد رو دیدم که داشت کتاب میخوند
_سلام استاد...
+اِ تو اینجایی..سلام..لازم نیست استاد صدام کنی بیرون از مدرسه باهام راحت باش
_با...با..باشه..(لبخند فیک ضایع)
+خب کاری داشتی باهام؟
_می..میخواستم..ب..بگم من حوصلم تو خونه سر رفته بود برا همین اومدم پیش شما تا باهم بریم یکم بگردیم..(لبخند)
+واو واقعا...ولی آدرس خونمو...اوکی باشه بریم...
بعد ۱۰ مین جیهوپ حاضر شد و اومد پایین و گفتم
_یه لحظه یه تاکسی بگیرم
+تاکسی چرا..با ماشین من بریم
_اوکی
باهاش وارد پارکینگ شدیم و وقتی لامپ ها روشن شد بیش از ۴۰ تا ماشین آخرین مدل تو پارکینگش بود خیلی ذوق کردممم
_اینا همه مال خودتونه؟
+اوهوم...خوشت میاد..میتونم یکیشو یدم بهت(لبخند)
_نه نه لازم نی خب کدومو سوار میشیم
+شما انتخاب کن بانو..
_با..با..باشه(خجالتتتتتتت)
یکی که رنگش سفید بود رو انتخاب کردم و سوار شدیم و با سرعت خیلی زیادی رفتیم تو جاده..جیهوپ یه آهنگ گذاشت صداش رو برد بالا و منم کلی حال کردمم بعد ۳۰ مین رسیدیم به یه سینما نزدیک اونجا...داخل سینما که رفتیم بخشی که از همه گرون تر بود رو انتخاب کرد و وارد شدیم و با تعجب دیدم که هیچکس نبوددد بعد از اینکه نشستیم ازش پرسیدم
_چرا هیچکس نیست خیلی عجیبه
+من اینجارو خریدم و گفتم هیچکس نیاد چون از جاهای شلوغ خوشم نمیاد..(اوففف بچم گنگش بالاس)
_اوهووو...
بعد ۳ ساعت فیلم تموم شد و بعدش جیهوپ گفت
+خب من دیگه میرم خونه
_نههههه(داد)
+ا وا چرا مگه چیشده؟(ریدی ات)
_نه بابا چیزی نشده مثلا میخاد چی بشه(خنده ضایع)
_میگم من حیلی گشنمه میشه بریم یه رستورانی جایی
+وای اصلا حواسم نبود آره حتما باید بریم رستوران..
_ولی چرا حتما؟؟
+هیچی به زودی خودت میفهمی(نیشخند)
_اوکی
وارد رستوران شدیم و من ۴ تا غذا سفارش دادم ولی جیهوپ گفت هرچی دارن بیارن(دست و دلبازیشو برممم)..غذامون تموم شد و من درحالی که پا میشدم گفتم
_خب دیگه بریم...
+یه لحظه..
یه بِشکَن زد و دوتا تا گارسون اومدن..یکیشون یه کیک دستشون بود و یکی دسته گل خیلی بزرگ..دسته گل بزرگ و خوشبو رو به دست من دادن و گارسون ها رفتن...برخلاف تصوراتم جیهوپ جلوم با یه حلقه الماس زانو زد...
+با من ازدواج میکنی..؟
یه لحظه احساس کردم دنیا از حرکت ایستاده بود و ضربان قلبم بالا رفته بود نمیدونستم چه جوابی بدم...آخه فکرشو بکنید کسی که روش کراشین ازتون خواستگاری کنههههههههه واییییییییییی
_اممم...بله..(ذوق)
...ادامه دارد...
علامت کوک÷ علامت ته= علامت سول آه× علامت ات_ علامت جیهوپ+
#دو_پارتی
#جیهوپ
(محبوب دانشگاه پارت ۱)
ویو ات(ساعت ۱۰ صبح)
از خواب پا شدم و رفتم دستشویی که کار های لازم رو انجام بدم..و بعد یه دوش ۲۰ مینی برگشتم اتاقم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره گوشی رو ورداشتم دیدم که سول آه زنگ زده جواب دادم:
_الو گاوه عزیز چه خبر..صبح به این زودی زنگیدی؟؟(نیشخند)
×میشه سریع بیای یکی تو خونم بدون اجازه وارد شدهههه
_اوکی باشه الان میاممم..
سریع تند تند آماده شدم و رفتم خونه سول آه و در رو زدم و رفتم تو گفتم
_کجاست؟(نفس نفس)
×راستش...بهت دروغ گفتم(خنده در حال پاره شدن)
_چییییییییی چ//صیدهههه؟؟؟(داد)
×باشه گی خوردم میخاستم بگم امروز تولد جیهوپ استادمونههههه
واییییی من خیلی رو جیهوپ استاد دانشگاهمون کراشششممممممممممم
_واقعاااا....
×میشه کمکم کنی میخایم غافلگیرش کنیم
_ما دوتایی؟
×نه کودن...کوک و ته هم هستن
_اوکی من چیکا کنم..
×بِکِش پایین نگا کنم(خنده)(جرررر)
_میخای جدی شی یا برممم؟؟(داد)
×اوکی تو باید بری خونش و ببریش دور دور تا من و ته و کوک بریم خونش رو تزیین کنیم که وقتی برگشت و توهم باهاش برگشتی خونه اون غافلگیررر شههههه
وای نههه خیلی بده از اونجایی که رو جیهوپ کراشم و ممکنه دستپاچه شم و گند بزنم به همه چییی
_نه لطفا خودت اینکارو بکن..اصلا مگه خونشو بلدی
×کوک دیروز یه جی پی اس گذاشت و الان میدونیم خونش کجاست ولی یکم دوره
_خیلی خب باشه فقط بخاطر استاد
×برو دیگهههه
_باشه رفتم خودتو نکُششش
یه تاکسی گرفتم و به راننده آدرس رو نشون دادم و یک ساعت طول کشید تا به مقصد برسیم...بعد از اینکه رسیدیم واییی باورم نمیشه خونش..فعععکککک نننکککنممم خونه باشه...عمارتش خیلی خوببب بودد خیلی حال میکنم که انقد استادمون پولداره
رفتم داخل عمارتش و در زدم که یه آجوما در رو باز کرد(/)
/سلام دخترم بفرمایید؟
_جیهوپ استادمه اومدم ببینمش
/باشه بیا تو(لبخند)
_ممنون
رفتیم داخل..داخلش مثل بیرونش زیبا بود توی پذیرایی استاد رو دیدم که داشت کتاب میخوند
_سلام استاد...
+اِ تو اینجایی..سلام..لازم نیست استاد صدام کنی بیرون از مدرسه باهام راحت باش
_با...با..باشه..(لبخند فیک ضایع)
+خب کاری داشتی باهام؟
_می..میخواستم..ب..بگم من حوصلم تو خونه سر رفته بود برا همین اومدم پیش شما تا باهم بریم یکم بگردیم..(لبخند)
+واو واقعا...ولی آدرس خونمو...اوکی باشه بریم...
بعد ۱۰ مین جیهوپ حاضر شد و اومد پایین و گفتم
_یه لحظه یه تاکسی بگیرم
+تاکسی چرا..با ماشین من بریم
_اوکی
باهاش وارد پارکینگ شدیم و وقتی لامپ ها روشن شد بیش از ۴۰ تا ماشین آخرین مدل تو پارکینگش بود خیلی ذوق کردممم
_اینا همه مال خودتونه؟
+اوهوم...خوشت میاد..میتونم یکیشو یدم بهت(لبخند)
_نه نه لازم نی خب کدومو سوار میشیم
+شما انتخاب کن بانو..
_با..با..باشه(خجالتتتتتتت)
یکی که رنگش سفید بود رو انتخاب کردم و سوار شدیم و با سرعت خیلی زیادی رفتیم تو جاده..جیهوپ یه آهنگ گذاشت صداش رو برد بالا و منم کلی حال کردمم بعد ۳۰ مین رسیدیم به یه سینما نزدیک اونجا...داخل سینما که رفتیم بخشی که از همه گرون تر بود رو انتخاب کرد و وارد شدیم و با تعجب دیدم که هیچکس نبوددد بعد از اینکه نشستیم ازش پرسیدم
_چرا هیچکس نیست خیلی عجیبه
+من اینجارو خریدم و گفتم هیچکس نیاد چون از جاهای شلوغ خوشم نمیاد..(اوففف بچم گنگش بالاس)
_اوهووو...
بعد ۳ ساعت فیلم تموم شد و بعدش جیهوپ گفت
+خب من دیگه میرم خونه
_نههههه(داد)
+ا وا چرا مگه چیشده؟(ریدی ات)
_نه بابا چیزی نشده مثلا میخاد چی بشه(خنده ضایع)
_میگم من حیلی گشنمه میشه بریم یه رستورانی جایی
+وای اصلا حواسم نبود آره حتما باید بریم رستوران..
_ولی چرا حتما؟؟
+هیچی به زودی خودت میفهمی(نیشخند)
_اوکی
وارد رستوران شدیم و من ۴ تا غذا سفارش دادم ولی جیهوپ گفت هرچی دارن بیارن(دست و دلبازیشو برممم)..غذامون تموم شد و من درحالی که پا میشدم گفتم
_خب دیگه بریم...
+یه لحظه..
یه بِشکَن زد و دوتا تا گارسون اومدن..یکیشون یه کیک دستشون بود و یکی دسته گل خیلی بزرگ..دسته گل بزرگ و خوشبو رو به دست من دادن و گارسون ها رفتن...برخلاف تصوراتم جیهوپ جلوم با یه حلقه الماس زانو زد...
+با من ازدواج میکنی..؟
یه لحظه احساس کردم دنیا از حرکت ایستاده بود و ضربان قلبم بالا رفته بود نمیدونستم چه جوابی بدم...آخه فکرشو بکنید کسی که روش کراشین ازتون خواستگاری کنههههههههه واییییییییییی
_اممم...بله..(ذوق)
...ادامه دارد...
- ۱.۲k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط