تا حالا از خــودت پرسیـ ـدی چرا سـرش درد میکنــ ه ؟

تا حالا از خــودت پرسیـ ـدی چرا سـرش درد میکنــ ه ؟

چرا همیشه آستین لباساشـــ ـو تا نوک انگشتاش میکشه پایـیــن ؟

تا حالا فکر کردی چرا یهــو به یه گوشـ ـه خیره میشــ ه ؟

چرا سرش همیشــــه تو گوشیــــ ه !

تا حالا سعی کردی بفهمی چرا لبخندای کــــ ـج و کولــــ ـه میزنـه ؟

تا حالا شــــده وقتی داری به خنــ ـدش نگاه میکنـی به چشماشــ ـم نگاه کنـی و ببینی همـخونی نداره باهـــم ؟!

تا حالا شـــده بیشتــر از یه بـــار ازش بپرســـ ی چِشه ؟

الکـ ـی اســم خودتون رو نزارین...

دوســــ ـت !

داداشــــ !

رفیــ ــــق !

عشــ ـــق !

یه روز میرســـ ه که واسه جـبــران خیلی دیـــ ـره...
دیدگاه ها (۳)

قـ₊ـوانـ₊ـین:¹- بـ₊ـرای اودیـ₊ـش༘ن، هـ₊ـر یه ماه یبار فعـ₊ـ...

سناریو قفل آبی پارت ۴

دید پنهان انفجار اشکار

#درخواستی_از_لینو(وقتی لباس بازمیپوشی....) #Part1هوا تو دفتر...

پارت ۲۱ :

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط