پاکن هایی ز پاکی داشتیم

پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!
دانش آموزان قدیمی مهرتان مبارک
دیدگاه ها (۹)

...بسم رب الشهدامراقب باش بانو.... مراقب باش بانوی محجبه...ح...

.تقدیم به #همسران جامانده ی #حاجی های #شهید.#چمدان را که جمع...

کیک بالرین.بیسکوییت پتی بور ساده و کاکاوویی از هر کدام یک بس...

ما دختران چادریآموخته ایم که با چادر دخترانه هایمان را هم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط