عصر یک جمله ی دلگیر دلم گفت بنویسم

عصر یک جمله ی دلگیر دلم گفت بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است
بگو حافظ شیراز بیایید بنویسید ک هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟
چرا کعبه ی احزان به گلستان نرسیده است ؟
عصر این جمعه ی دلگیر، وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس ....

اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۴)

عصر یک جمله ی دلگیر دلم گفت بنویسم که چرا عشق به انسان نرسید...

عصر يك جمعه ي دلگير... دلم گفت: بگويم بنويسم... چرا آب به ...

عصر یک جمعه ی دلگیردلم گفت:بگویم،بنویسمکه چرا عشق به انسان ن...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه دلگیردلم گفت: بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان ن...

عصر یک جمعه ی دلگیر،دلم گفت بگویم،بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان ن...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط