VAMPIRE

VAMPIRE
Part 27
ویو ا/ت
بعد از اینکه چند تا آزمایش انجام دادم گفتن که فردا میتونیم جوابشونو بگیریم....
از بیمارستان اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم بنظر میرسید هیونجین کمی عصبیه پس منم ساکت بودم و چیزی نگفتم
_چرا بهم نگفتی؟(عصبی)
×چیو؟
_اینکه بارداری
×چون مطمئن نبودم چیزی بهت نگفتم
_اگر باردار باشی میخوای چیکار کنی؟
×میخوام سقطش کنم(مکث) البته اگه اجازه بدی
_چرا؟
×خب(مکث) من هنوز شرایط مادر شدنو ندارم
_باشه
×چی؟
_گفتم باشه سقطش کن
×الان داری جدی میگی؟
_اره تو اون بچه رو ناخواسته باردار شدی منم فعلا نیازی به بچه ندارم (سرد)
×(سرشو به بالا و پایین تکون داد)
بعد از ربع ساعت رسیدیم به عمارت از ماشین پیاده شدم ولی هیونجین میخواست بره جایی یکم از ماشین دور شدم که صدای هیونجین باعث شد از حرکت وایسم و نگاهمو بدم بهش
_امشب قراره بریم خونه ی پدر و مادرم پس تا موقعی که میام آماده باشی
×باشه
(هیونجین گاز ماشینو گرفت و رفت)
ویو هیونجین
کمی عصبی بودم پس بخاطر همین رفتم سمت بارِ مثلاً بهترین دوستم ولی آخرین باری که دیدمش یک ماه پیش بود و از اون روز بهم حتی زنگ هم نزده
(پرش زمانی)
ویو هیونجین
به محض اینکه وارد بار شدم با صحنه ای روبرو شدم که اصن دوست نداشتم ببینمش کسی اونجا نبود ساعت تعطیلی بود هه(دستشو برد سمت موهاش و به سمت عقب هدایت کرد)
_فکر میکردم که یه ماه پیش کات کردین
ویو یوک جین
داشتم لبای دوست دخترم رو با ولع و لذت زیادی میبوسیدم که صدای کسی باعث متوقف شدن کارم شد
هیونجین بود که بازم مزاحم کارم شد(پوکر فیس)
یوک جین: خوش اومدی بیا بشین برات یچیزی بیارم
_(نگاهی به دوست دختر یوک جین کرد که داشت با پوزخند نگاهش میکرد)
_مگه شما یه ماه پیش کات نکردین؟
یوک جین: کردیم ولی فهمیدیم که همدیگه رو دوست داریم و الان دوباره داریم قرار میزاریم
_مطمئنی که فقط بخاطر عشق بینتونه و بخاطر حامله شدنش نیس؟
یوک جین: اهههه میشه انقد ضد حال نباشی؟
_(سکوت)
یوک جین: چته؟ چرا انقد ساکتی
_من همیشه ساکتم
یوک جین: ولی اینبار ساکت تری
_(بهش ناخن وسطش رو نشون داد)
یوک جین: تربیت خانوادگیت برابره با صفر
_درسته
یوک جین: از روام که نمیری پسره ی پرو
_فقط برام یه لیوان ویسکی بیار نباید زیاد مست شم
یوک جین: چطور؟
_امشب باید برم و به پدر و مادرم سر بزنم...

ادامه دارد🦇..........
دیدگاه ها (۱۶)

VAMPIREPart 28پرش زمانی ویو ا/ت ادکلنی که هیونجین برام خریده...

CHERRY BLOSSOMPart 6چشمام برای باز بودن زیادی خسته بودن پس ب...

VAMPIRE Part 2۶(دو هفته بعد) ویو هیونجین کلافه به گوشیم نگاه...

VAMPIREPart 25ویو هیونجین هنوز دست ا/ت توی دستم بود و سعی می...

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

" بازگشت بی نام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط