باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست
دردل می کنم این بار که وقت گله هاست

جاده ها نیز مرا از نفس انداخته اند
پای من خسته ی پیمودن این فاصله هاست

این طرف تاول پاهای زمین گیر من است
آن طرف خط غبار گذر قافله هاست

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
گریه هم پاسخ تلخی به همین مسئله هاست

تا فراموش شدن مانده ام و می مانم
مرگ پایان من و قصه کم حوصله هاست
دیدگاه ها (۳)

‌ آن قدر چشم به راهت ماندم تا که مرا خواب گرفتآرزوهای بلندی ...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من ...

آرامه جان به ڪما رفتهڪجـــــــــــایــــــی ؟دادمـــــ ز ڪــ...

به خاطر حرف مردمزندگیت را خراب نکن....این مردم اگر پیامبر هم...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 74 ✦...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط