for me

part: 29
همه دوباره نشستن سر جاهاشون

جیمین: سلام احوال پرسی فعلا، به نظرتون بهش پیشنهاد بدم بریم کافه دخترا؟

ا/ت تک نگاه چپ چپی به شوگا انداخت
+:والا به نظرم جیمین شی از شوگا و جونگکوک و تهیونگ بپرسی بهتر راهنماییت میکنن
÷:عه عه ابجی جون من دیگه متعهدم دخالت نمیکنم
لونا: بله، جیمین به نظر من خیلی زوده برای دیت کردن
لوسی: اره سعی کن باهاش ارتباط برقرار کنی و بشناسیش
+:موافقم، حالا بعد یه چند روز تازه بهش نگو بریم دیت بگو نظرت راجب اینکه همو بیرون ببینیم چیه
جیمین: اوکی مرسی از مشاوره هاتون
جونگکوک: بچها جرعت حقیقت بازی کنیم؟
تهیونگ: موافقممم، همیشه همه کثافت کاریا از همین شروع میشه
لوسی: وای مخصوصن فیلم ها و داستانا
شوگا: برم بطری بیارم


چند دست بازی کردیم و هعی سوال جواب میکردیم و میخندیدیم

جیمین: خب جونگکوک اخرین باری که از دست کسی عصبانی شدی سر چی بود؟
جونگکوک نگاه بدی بهم کرد : امروز صبح با خیس شدن توسط پارچ اب به دست ا/ت بیدار شدم
لونا: او شت، خب بچرخونید
تهیونگ: لوسی از ا/ت

لوسی دوباره چهرش مرموز شد و نیشش تا ته باز شد: جرعت یا حقیقت؟

ا/ت دستشو اول برد سمت چپ بدنش بعد راست بعد پیشونی و زیر لب به نام پدر پسر عیسی مسیحی زیر لب گفت

+:حقیقت
بلافاصله بدون هیچ مکثی لوسی گفت: اخرین باری که یکیو بوسیدی کی بود و کِی بود
+:یه سواللللل
لوسی: خب حالااااااا، فقط بگو کی بوده
+:اماده بودی، نه؟
لوسی لبخندش بزرگ تر شد و گفت: باور کن لحظه شماری میکردم به من و تو بیوفته

پوکر چشم غره ای به لوسی رفتم که چشمم افتاد به شوگا
خیلی ریلکس لم داده بود و با یه پوزخند گوشه لبش منتظر جوابم بود
انگار میخاست کار صبحش و ثابت کردن اینکه منم مثل بقیم رو یاد آوری کنه
لعنت بهت مین

افکاراتم رو کنار گزاشتم و با کمال ارامش و لبخند به لوسی نگاه کردم
+:همون شبی که رفته بودیم کلا*ب و مست بودم سوهو رو بوسیدم
لوسی: عجبب
+:بله
دیدگاه ها (۹)

for me

for me

for me

for me

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط