چند صبح آیم و از خاک درت شام روم

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم
از سر کوی تو خودکام به ناکام روم

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم
از پیت آیم و با من نشوی رام روم

دور دور از تو من تیره سرانجام روم
نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد
جان من این روشی نیست که نیکو باشد
دیدگاه ها (۱)

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

بیا گویم برایت داستانیکه تا تأثیر چادر را بدانیدر ایامی که ص...

اشعارولادت امام محمدباقرعلیه السلام استادغلامرضاسازگارماه رج...

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

خدایا جهان پادشاهی تو راستز ما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط