+هوپی من بهت هشدار داده بودم .

+هوپی من بهت هشدار داده بودم .
*موهاشو از جلو چشماش کنار زد و پوکر بهت نگاه کرد.*
-اره هشدار داده بودی و قرار نبود بندازیم تو استخر.
خنده بلندی کردی و همینطور که از اونجا دور میشدی بلند گفتی.
+اره اما فراموش نکن من ا/ت هستم عزیزم منو دست کم نگیر.
*رفتنت رو نگاه میکرد و بعد از اینکه مطمئن شد رفتی و صداش رو نمیشنوی شروع کرد با خودش غر زدن.*
-اخه من که حساب تورو میرسم بعدا ؟!


من که اینقدر براتون وانشات های خوب خوب میسازم بزارم برم؟!😂
پس لایک کنید.


#JH⋱ #BANGTEN ⋱ #Dory✨
⊱• ──────── •⊰
៚ #J_u_n_g_k_o_o_k ༒
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 3

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

رمان عشق ممنوع

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۶چرا؟ +_... نمیدونم...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط