#پارت_16

#پارت_16

همین که از اتاقش زدم بیرون هر چی از دهنم در اومد بار خودم کردم کع اسکول بازیم گل کرده بود ، اخه ساحل خانوم خجالت نمیکشی به پسر مردم میگی چاکر شما ،،، ای دختر بری زیر هیجده چرخ همه از دستت راحت شن ..

مشغول فش دادن به خودم بودم کع ارتام در اتاقشو باز کردو با خنده گفت‌..
+ انقد خودتو فُش نده من که غریبه نیستم
بعدم خندیدو در اتاقشو بست

از خجالت قرمز شده بودم با دو رفتم سمت اتاقمو خودمو پرت کردم روی تخت ....


امروز قراره راه بیوفتیم بریم عربستان یکم استرس دارم اما خب اوکیه .. ارتین بدجور نگام میکنه و ارتام خیلی بهم نزدیکه ‌...
اما خدا وکیلی ارتام خیلی جیگره ادم دلش میخواد بپره بغلش بعد دیگه بیرون نیاد ، اِوا خاک به سرم این چه افکار منحرفیه اخه ای بابا ....
توی همین فکرای خاکبرسری بودم کع ارتام گف

+ اونجا از کنارم جُم نمیخوری گرگ زیاده

- چشم

+ افرین حالام استراحت کن راه طولانیه خسته میشی

از این توجه هاش قلبم اکلیلی شده بود از یه ورم مغزم فش بارونم میکرد که چرا خول شدم ، خب بابا چی کنم ارتام جذابه دیگه ...

رسیدم اونجا کع ماشین فرستاده بودن دنبالمون سوار ماشینا شدیم و رفتیم به سمت عمارت
دیدگاه ها (۰)

KIM V

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

★دستبند ما؟!...p¹چند روز بود که با یک مرد خوشتیپ قرار میزاشت...

007-پنهان در مه - پارت ۷۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط