دلخوش عشق شما نیستم من ای اهل زمین

دلخوش عشق شما نیستم من ای اهل زمین

عشق را در آسمان قلب و روح من ببین

عشق من در ذهن و در جان من است

عشق من تنها خدای ِ آسمان روشن است
عشق من یادش بود آرام دل ،

یاد او هر غصه ای را مرهم است

گر، به او دل خوش بدارم روز و شب

جان خسته کی فتد در تاب و تب ؟

گر سزاوار ره کویش شوم

فارغ از دنیا شده ، سویش روم

دل زقید بندها وا میشود

در بهشت اولینش باز ماوا میشود

مرغ دل تنها سبکبال و رها

رو بسوی عرش اعلا میشود
دیدگاه ها (۷)

همیشه نباید حرف زدگاه باید سکوت کردحرف دل که گفتنی نیست...با...

این روزها جای خالی تو را با عروسکی پر می کنمهمانند توست .....

خاطرات خیلی عجیب هستند،گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گری...

«پناه»؛ میبرم «به خدا»،از عـیبی که؛«امروز» در خود می بینم،و؛...

زیباو پر معنا بخونید که غرق در کلمات میشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط