سالها رفت و هنوز...

سالها رفت و هنوز...
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق ، چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر از گمشده ای می جویی
دیدگاه ها (۱)

خاطرات پاک نمی‌شوند بلکه در تنهایی به سراغت می‌آیند و گریبان...

💙 ❣ تنهایینامِ دیگر پاییز است،هر چه عمیق‌تربرگ‌ ریزانِ خاطره...

من به هفت زبان زنده دنیا دوستت دارم؛عمرم اگر کفاف دهد،به زبا...

عاشق کسی شو که با دیوونه‌بازی‌هات کیف کنه،نه اون نادونی که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط