love triangleمثلث عشقی
[love triangle][مثلث عشقی]
P4
ویو ات: اصلا اسم ست بیول میاد وسط کر و کور میشم
ات: اوفففف، باشه قبول
جنگکوک: حالا میتونی بری
ات: ...
(فلش بک)
از خواب پاشدم که برم دانشگاه، اماده شدم و از خونه اومدم بیرون، وایسا چی.... اون.... جنگکوک بود
ویو جنگکوک: واییی دختره خیلی خوشگل بود، تادیدم حرف تهیونگ و ست بیول اومد وسط قبول کرد گفتم شاید بهتر باشه که برم دم خونش تا...
ویو ات: وایسا دارم درست میبینم اون با دست گله
ات: تو اینجا چیکار میکنی، قرار بود فقط برای پارتی دوست دخترت باشم
جنگکوک: نه، نه، نه، نه، تو تا یک ماه دوست دختر منی
ات: انوقت اگه قبول نکنم چی؟
جنگکوک: اونوقت اگه رابطه ی تهیونگ و ست بیول بهم بخوره چی؟
ات: اوفففففف، باشه قبول
جنگکوک: الان باهم میریم دانشگاه، هر موقع صدات زدم با جونم عشقم جواب میدی، منو عشقم، عزیزم صدا میکنی فهمیدی
ات: باشه
جنگکوک: زایه بازی هم در نیار که دوست دخترم نیستی فهمیدی؟
ات: اره
(فلش بک)
ویو ات: داشتیم باهم تو راه روی دانشگاه راه میرفتیم که رسیدیم دم کلاس، وایسا روی میزم یه گل بود که روش نوشته شده بود ات دوست دارم، اولش فکر کردم اینو جنگکوک گذاشته ولی بعد که نگاش کردم خیلی عصبی بود، فهمیدم کار اون نبود، جنگکوک با عصبانیت از کلاس خارج شد رفتم که بهش توضیح بدم که یهو...
❤the end❤
P4
ویو ات: اصلا اسم ست بیول میاد وسط کر و کور میشم
ات: اوفففف، باشه قبول
جنگکوک: حالا میتونی بری
ات: ...
(فلش بک)
از خواب پاشدم که برم دانشگاه، اماده شدم و از خونه اومدم بیرون، وایسا چی.... اون.... جنگکوک بود
ویو جنگکوک: واییی دختره خیلی خوشگل بود، تادیدم حرف تهیونگ و ست بیول اومد وسط قبول کرد گفتم شاید بهتر باشه که برم دم خونش تا...
ویو ات: وایسا دارم درست میبینم اون با دست گله
ات: تو اینجا چیکار میکنی، قرار بود فقط برای پارتی دوست دخترت باشم
جنگکوک: نه، نه، نه، نه، تو تا یک ماه دوست دختر منی
ات: انوقت اگه قبول نکنم چی؟
جنگکوک: اونوقت اگه رابطه ی تهیونگ و ست بیول بهم بخوره چی؟
ات: اوفففففف، باشه قبول
جنگکوک: الان باهم میریم دانشگاه، هر موقع صدات زدم با جونم عشقم جواب میدی، منو عشقم، عزیزم صدا میکنی فهمیدی
ات: باشه
جنگکوک: زایه بازی هم در نیار که دوست دخترم نیستی فهمیدی؟
ات: اره
(فلش بک)
ویو ات: داشتیم باهم تو راه روی دانشگاه راه میرفتیم که رسیدیم دم کلاس، وایسا روی میزم یه گل بود که روش نوشته شده بود ات دوست دارم، اولش فکر کردم اینو جنگکوک گذاشته ولی بعد که نگاش کردم خیلی عصبی بود، فهمیدم کار اون نبود، جنگکوک با عصبانیت از کلاس خارج شد رفتم که بهش توضیح بدم که یهو...
❤the end❤
- ۱.۵k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط