پارت

پارت۱۰
دکتر ازمایش دی ان ای و انجام داد و گفت
دکتر:یکشنبه هفته دیگه جواب میاد
(الان دوشنبه اس)
جونگکوک:باشه ممنون
و بعد جونگکوک پیش جین ائه تنها موند
حتی وقتی چهره جین ائه رو میدید حالش بد میشد چون جین ائه خیلی جوون بود برای اینهمه بیماری داشتن و درد کشیدن
جونگکوک کنار تخت جین ائه خوابش برده بود
نصف شب با صدای نفس نفس زدن جین ائه از خواب بیدار شد
جین ائه داشت کابوس میدید و عرق کرده بود
تا اینکه بالاخره بیدار شد جونگکوک گفت
جونگکوک:کابوس دیدی
جین ائه:اره (گریش گرفت)
جونگکوک:چیزی نیست
جین ائه:ولی من میترسم خیلی هم میترسم(گریه)
جونگکوک جین ائه رو بغل کرد و کمرش و نوازش میکرد و میگفت
جونگکوک:نترس هیچی نیست من پیشتم نگران هیچی نباش
جین ائه اروم نمیشد و همچنان گریه میکرد
جونگکوک بعد از کلی تلاش بالاخره تونست جین ائه رو اروم کنه
جین ائه خوابش برده بود و جونگکوک هم با ناراحتی نگاهش میکرد و به این فکر میکرد که
چطور یه دختر میتونست این همه درد رو تحمل کنه
......................................

به این نتیجه رسیدم بهترین و رفیق ترین فالوور هارو دارمممممم بمونید برامممممممم🫠❤️
دیدگاه ها (۱۲)

پارت۱۱جین ائه صبح خیلی زود بلند شد که با جونگکوکی که کنار تخ...

پارت۱۲ جین ائه داشت قدم میزد و از هوای آزاد لذت می‌برد اون ه...

پارت۹با نگرانی رفت سمت جین ائهدستپاچه شده بود و نمیدونست چیک...

پارت۸جین ائه همه جارو میگشت و همش میخواست خبری بگیره ولی هیچ...

کوک: چی میخوایات پتو رو ول کرد و دوباره دستشو روی شکمش گذاشت...

ددی جئون جونگکوک: ات بیهوش بود گذاشتمش روی تخت رفتم به دکتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط