Part: 10

Part: 10
The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)

بله، ما دشمن بودیم اما در تاریکی ای که هیچ چهره ای واضح نبود.....
قرن ها برنامه ریختم!
تا زمانی که هردو به حالت انسانی برای اولین بار پا به این دنیا گذاشتیم.....
فقط من خبر دارم که اون کیه ولی اون هنوز اطلاع نداره که من ملکه آسمان هستم......
بزار بگم که من قدرتمند تر از اون هستم!
مردم من رو یه افسانه کهن قدیمی میدونن و بعضی اون رو تکذیب میکنن و میگن دروغی بیش نیست!
مادره من یه ملکه رو از ماه زایید.....
ولی هیچ وقت اطلاع نداشت که من از ماه اومدم و...‌‌‌...
البته بگم‌ که من تو ماه زندانی بودم ولی با توسط مادرم از ماه آزاد شدم!
بله، اون یه ملکه زندانی رو آزاد کرد......
یک جاذبه ماورایی مارو بهم رسوند......
بله!
من قدرتی دارم که قدرت هرکسی رو حس میکنم و قدرت پادشاه شیاطین هنگام ازدواج همانند یک مایه ی مذاب به صورت داغ و سوزاننده در رگ‌ های من جریان پیدا کرد، همان لحظه فهمیدم که اون کیه!
تصمیم گرفتم برای به سرانجام رساندن یک قرن برنامه ریزی و فکر و تصمیم عاقلانه به اون ازدواج تن بدم......
منتظره اومدنت هستم پادشاه شیاطین..‌....
رنگ این آسمان تو کله آسمان جهان پخش شده و میدونم که هیونجین هم به احتمال زیاد مطلع شده و با خشمی بی انتها منتظره یه فرصته که بیاد یا داره میاد......
این جشن به اسمه ملکه خونین آسمان نام گذاری شده و پس از قرن ها باید جشن گرفته بشه میدونم که الان تو آسمون فرشته های من درحال برگزاری مراسم هستن‌......
ولی زمانی که من این پادشاه پلید رو شکست بدم این آسمان فرو میریزه و مرز بین آسمان و زمین از بین میره......
بله، من قرن هاست که منتظر این لحظه هستم!
دیدگاه ها (۰)

Part: 9The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)د...

Part: 8The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)ر...

آهنگی که راز های تخلی پشتشه کپشن چک....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط