غم بی حساب بود و کسی باورش نشد
غم بی حساب بود و کسی باورش نشد
حالم خراب بود و کسی باورش نشد
لبخند میزدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
گفتند این و آن که بگو دوست داریاش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد
او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد..
حالم خراب بود و کسی باورش نشد
لبخند میزدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
گفتند این و آن که بگو دوست داریاش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد
او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد..
- ۲.۲k
- ۲۰ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط