زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد

زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد

زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد

 

باور نمی کنم به من این زخم بسته را

با چشم باز آن نگه خانه زاد زد

 

با اینکه در زمانه ی بیداد می توان

سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد

 

یا می توان که سیلی فریاد خویش را

با  کینه ای گداخته بر گوش باد زد

 

گاهی نمی توان به خدا حرف درد را

با خود نگاه داشت و روز معاد زد

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

در این زمانه بی های و هوی لال پرستخوشا به حال کلاغان قیل و ق...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ...

جنگل همه ی شب سوخت در صاعقه ی پاییزاز آتش دامن گیر ای سبز جو...

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهمو هم حضور تو را ، مختصر ن...

پناهِ دل- آرامش، نتیجهٔ حذفِ طوفان نیست؛ توانِ ایستادنِ دل د...

۰۸ | اعتماد آرامش بی صدا

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.61⭐(از زبون نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط