سرم ز دست بشد

سرم ز دست بشد
چشم از انتظار بسوخت

در آرزوی
سر و چشم مجلس آرایی

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

چگونه دل نسپارم به صورت تو نگاراکه در جمال تو دیدم کمال صنع ...

چو شمعی سوختم از آتش عشق مرا آتش به جان بگذار و بگذر #حميد_م...

پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت پاییز لفظ دیگرِ «من دوست دارم...

روی ورق دفتر قلبت بنوشتی نام نفری ، کرده همان پاره دلت رادیو...

کی ز سرم برون شود یکنفس آرزوی تو#نستعلیق #خوشنویسی_با_خودکار

#شعر_قدیمی 🍃آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیستوز بَهرِ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط