رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۶۳






فلش بک🎼:
دیانا: ارسلان....
ارسلان: جان؟
دیانا: تقلب نکن دیگههه.
ارسلان: من تقلب نمیکنم بازیم خویه.
از اعصبانیت زیاد صحفه شطرنجی کهبا هزاران بدبختی و وسواس روی زمین پهن کرده بودم رو بهم میزنم. که صدای اعتراظش دربیاد.

ارسلان: اععععع. گرا اینوجوری کردی.؟!
دیانا: چون تقلب میکنی.
ارسلان: من تقلب نمیکنم. تو بازیت بده.
دیانا: بازیه من خیلیم خوبه آقا ماشی.
ارسلان: من آقای ماشی نیستم و آقای کاشی هستم.
دیانا: نخیرم آقای ماشی هستی.
ارسلان: نه اصلا.
دیانا: چرا دقیقا.
ارسلان: با من لج نکن بچهه.
دیانا: اج میکنم مثلا میخوای چیکار کنی؟
ارسلان: کاری میکنم...... 😈
دیانا: الان اون خیافه ی منحرف خبیثو گرفتی به خودت که چی؟
ارسلان: هیچی😈
دیانا: اون خیافه رو به خودت نگیر.
ارسلان: 😈
دیانا: میگم نگیررر میترسم.
ارسلان: اعع پس میگیرم😈
دیانا: نگیررررر. چی میخوای از جونم بااون خیافه؟
ارسلان: تورومیخوام. چه با این خیافه چه با بقیه خیافه هام😈🥺✨
پایان فلش بک🎼:

شایان؛ خب نظرت چیه؟
دیانا: درباره ی چی؟
شایان: ای بابا چقدر دوهزاذیت کجه. درباره ی اینکه رل من باشی.
دیانا: هه باش تا رل تو باشم.
شایان. میدونی که دادشت دست مهگله.
دیانا: خب.؟
شایان: منم به دادشت دست رسی کاملو دارمم.
دیانا: خببب؟
شایان: من به ارسلان هم دسترسی کاملو دارم.
دیانا: چی میخوای بگی؟
شایان: اگر قبول نکنی دوتاشون رو ازت میگیرم جلوی چشم خودت زجر کششون میکمنم.
.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۶)

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۶۴ترس؛ فکر های بد؛ دل لرزون. تمامشون اوم...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۶۵دیانا: خ.. دا.. نک.. نه.. متین: دیانا....

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۶۱از فکری که سر "ارسلان من" این همه بلا ...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۶۰شایان: دیانا. من به تو حس دارم. حسم فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط