"استاد شهریار "

"استاد شهریار "
راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم
بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم
استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم
دیدگاه ها (۳)

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

راه کج بود نشد تا به #دیارم برسمفال من خوب نیامد که به #یارم...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

راه کج بود نشد تا به ديارم برسمفال من خوب نيامد که به يارم ب...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط