انگار هر کدام از ما باید به تنهایی توشه غمها یمان را پر و

انگار هر کدام از ما باید به تنهایی توشه غمها یمان را پر و خالی کنیم . ایمان دارم که یک روز وقتی همه خسته وتنها شدند کسی خوا هد آمد که یادمان بدهد چطور شریک غصه های یکدیگر شویم . ( تقدیم به مدیر ومسعولین و شورای محترم وعزیز ویسگون ، از ته قلبم )
دیدگاه ها (۳)

...

(تقدیم به برادران جانباز ) ستاره می درخشد در نگاهت صفا می ب...

در سینه من جای خالی تو مانده ست قلب تو اسیر خشکسالی ماند ه س...

کلاغها خوابند ، مزرعه زیر لحاف سرمه ای شب ، چرت می زند / ودر...

پروانه جان

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 20آن پیام دق...

آسمانم آبیست گر چه انگار کمی پر رنگ استچه کنم راهروی کوچه ی ...

« ازدواج به اجبار »Part 24 ویوی لیانا:جونگ‌کوک گفت که بهتره ...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا...

c دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک د...

دعاهای زیبا از زبون بچه ها دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره...

⭕️ عشق غرور ⭕️ قسمت پانزدهموقتی از اتاق بیرون رفت عکس او ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط