همه چیز از آشنایی با اما تا دیدن یه قاب عکس کهنه شروع ش
⭐همه چیز از آشنایی با اِما تا دیدن یه قاب عکس کهنه شروع شد
کسی چه میدونه شاید پایانش مثل انیمه غم انگیز باشه ولی با صلح و صفا تموم شه⭐
☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎
پارت ۱
صبح اولین روز مدرسه 🏫📚
هلن:مامان من نمیخوام برم مدرسه
آوا: نمیشه هلن باید بری مدرسه این که خوابت میاد دلیل نمیشه مدرسه نری
هلن:میشه
اوا :هوففف هلن یا میری مدرسه یا از فردا میری پیش بابات سر کار
هلن:واییی باشه مامان میرم
رفتم لباس فرم رو پوشیدم چتری هامو طوری حالت دادم که ماه گرفتگیم معلوم نشه
مامان نمیدونست تو مدرسه همه مسخره میکردن و هیچ دوستی نداشتم و اگه هم بهش میگفتم باور نمیکرد
رفتم سمت مدرسه
زنگ تفریح اول🔔📔
توکلاس ساکت نشسته بودم و تصمیم گرفتم امسال با کسی دوست نشم
که یهو یه دختر که شبیه خرگوش بود اومد سمت من
سارا:هی سلام تو هلن هستی میشه باهات دوست شم
هلن:که مسخره کنی اره برو گم شو
سارا:عههه من میخوام باهات دوست شم
هلن؛اره اولش میگین میخوام دوستت شم بعدشم مسخره میکنین(ادا ی سارا رو در اورد)
سارا:اه تو چه گیری دادیا قول میدم مسخره نکنم آخه میدونم چه حسیه منم مسخره میشدم
به خاطر این که انیمه نگاه میکردم مسخره میشدم
هلن:واقعا انیمه نگاه میکنی
سارا:آره
هلن : منم انیمه نگاه میکنم
⭐درحال مکالمه و دوست شدن⭐
زنگ دوم🔔📖📓
اما:سلام بچه ها من اما هستم معلم درس ریاضی میتونین منو اما_چان صدا بزنین
منو سارا جفت دستی هم بودیم
هلن:قراره این زنگ خیلی رومخ باشه
سارا:عه برای چی هلن معلم به این خوبی
زنگ اخر📒🏫
اما ؛پس■ضرب در¤به علاوه♡تقسیم بر○برابر با•.......
سارا :هلن ام فک کنم حق با توعه خیلی معلم رو مخیه
هلن:هعییی کاش یه نفر نجاتمون بده کامی ساما تاسکده (جمله ژاپنی به معنای خدایا کمکم کن)
در کلاس باز شد
خانم کلارا بود مدیر مدرسه
سلام کرد و برگه های اردو رو پخش کرد گفت: از امروز که اول ساله هر ماه یه اردو داریم
اردو اول به مدت ۲ هفته تو کمپ جنگلی برگزار میشه
وسایل مورد نیاز هم نوشته شده گروه های ۴ نفره برگزار کنین و فردا ساعت ۸ و۳۰ صف گرفته باشین
بعدشم رفت
ادامه؟؟حمایت شه میزارم😃🤝(امیدوارم از ریده مانیده ام خوشتون بیاد😞🎀)
کسی چه میدونه شاید پایانش مثل انیمه غم انگیز باشه ولی با صلح و صفا تموم شه⭐
☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎
پارت ۱
صبح اولین روز مدرسه 🏫📚
هلن:مامان من نمیخوام برم مدرسه
آوا: نمیشه هلن باید بری مدرسه این که خوابت میاد دلیل نمیشه مدرسه نری
هلن:میشه
اوا :هوففف هلن یا میری مدرسه یا از فردا میری پیش بابات سر کار
هلن:واییی باشه مامان میرم
رفتم لباس فرم رو پوشیدم چتری هامو طوری حالت دادم که ماه گرفتگیم معلوم نشه
مامان نمیدونست تو مدرسه همه مسخره میکردن و هیچ دوستی نداشتم و اگه هم بهش میگفتم باور نمیکرد
رفتم سمت مدرسه
زنگ تفریح اول🔔📔
توکلاس ساکت نشسته بودم و تصمیم گرفتم امسال با کسی دوست نشم
که یهو یه دختر که شبیه خرگوش بود اومد سمت من
سارا:هی سلام تو هلن هستی میشه باهات دوست شم
هلن:که مسخره کنی اره برو گم شو
سارا:عههه من میخوام باهات دوست شم
هلن؛اره اولش میگین میخوام دوستت شم بعدشم مسخره میکنین(ادا ی سارا رو در اورد)
سارا:اه تو چه گیری دادیا قول میدم مسخره نکنم آخه میدونم چه حسیه منم مسخره میشدم
به خاطر این که انیمه نگاه میکردم مسخره میشدم
هلن:واقعا انیمه نگاه میکنی
سارا:آره
هلن : منم انیمه نگاه میکنم
⭐درحال مکالمه و دوست شدن⭐
زنگ دوم🔔📖📓
اما:سلام بچه ها من اما هستم معلم درس ریاضی میتونین منو اما_چان صدا بزنین
منو سارا جفت دستی هم بودیم
هلن:قراره این زنگ خیلی رومخ باشه
سارا:عه برای چی هلن معلم به این خوبی
زنگ اخر📒🏫
اما ؛پس■ضرب در¤به علاوه♡تقسیم بر○برابر با•.......
سارا :هلن ام فک کنم حق با توعه خیلی معلم رو مخیه
هلن:هعییی کاش یه نفر نجاتمون بده کامی ساما تاسکده (جمله ژاپنی به معنای خدایا کمکم کن)
در کلاس باز شد
خانم کلارا بود مدیر مدرسه
سلام کرد و برگه های اردو رو پخش کرد گفت: از امروز که اول ساله هر ماه یه اردو داریم
اردو اول به مدت ۲ هفته تو کمپ جنگلی برگزار میشه
وسایل مورد نیاز هم نوشته شده گروه های ۴ نفره برگزار کنین و فردا ساعت ۸ و۳۰ صف گرفته باشین
بعدشم رفت
ادامه؟؟حمایت شه میزارم😃🤝(امیدوارم از ریده مانیده ام خوشتون بیاد😞🎀)
- ۷۷
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط