دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
آشکارا سینه‌ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
امیرخسرودهلوی ...
دیدگاه ها (۳)

چرا هر کس که یک آغوشِ پُر احساس می‌خواهد/  همیشه دستِ گرمش ر...

خوانده ام از چشم هایش دوستم دارد ولی از دلش تا می رسد بر لب ...

کاش می دانستی یک زن از لحظه ای که " دوستت دارم " می گویداز ل...

از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفتآنکه دوستش داریم همه گون...

𝘿𝙖𝙧𝙞𝙪𝙨𝙝🤍💤دل زِ تن بُردی و در جانی هنوز...!#داریوش_اقبالی

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهیدل ز من بربوده‌ای باشد ...

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن استجان را هواى از قفس تن پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط