‌‌‌

‌‌‌
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه
بودیم...
تنگ در آغوشِ هم...
خوابیده در قفسه‌های
کتابخانه‌ای روستایی!
گاهی تو را...
گاهی مرا...
تنها به ‌سببِ تشدیدِ
دلتنگی‌هایمان
به امانت می‌بردند!
‌
دیدگاه ها (۲)

اگر نسیم صبح شانه هایت را نوازش می کرد،بدان همان هوای دل من ...

#خنده هایت رابڪَذار در آغـوش #صبــحوقتی تمــامِ هوااز عطـر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط