صد عقده زهد خشک به کارم فکنده بود

صد عُقده، زهدِ خشک به کارم فکنده بود
ذکرش به خیر باد که تسبیحِ من گسیخت!
#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۵)

آن صید غریبم ،که کنندم اگر آزادجایی نبَرم راه، مگر خانه‌ی صی...

گر ترک چشم رهزنت نشناخت قدر دل چه شدقیمت چه داند لشکری جنس ب...

تردید سزاوار دلِ عاشقِ من، نیستای دوست! مکن شک به نمازی که ش...

وابستگی غمی‌ست که از غصه‌ها سر است از من جدا بمان؛ که برای ت...

پارت ۱۷:مزاحم (هنوز توی فلش بکیم ✌🏻)همه داشتن مایکی‌ رو سرزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط