این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 1

با جنب و جوش شدید از پله‌ها پایین اومدم صدای خندم همه جا پخش شده بود تهیونگ سری از تاسف تکون داد و ریز ریز خندید
+ مامانننننن شنیدم دارید شوهرم میدید درست شنیدم ؟
_ اولن یامان دومن بله داریم شوهرت میدیم دبه ترشی سومن کی بهت گفت
خندیدم و شیطون گفتم :
+ یه کلاغه بهم خبر داد گفت دبه ترشی برو خداتو شکر کن چون قراره از سینگل پرومکسی دربیای و شوهر کنی
تهیونگ یه پس گردنی محکمی زد و برق از سرم پرید و گفتم:
+ ها ها عزیز دردونتون داره شوهر میکنه
جین خندید و دستشو گذاشت روی شونم و گفت :
_ برو بابا مگه نمیدونستی ما تورو از جوب اوردیم
نامجون کتاب به دست اومد و گفت:
_ جین مگه نمیدونی این بچه جنبه نداره چرا باهاش شوخی میکنی
هعی خدا مردم سه تا داداش دارن منم سه تا داداش دارم
_ دخترم امشب اماده شو خب امشب میان خواستگاری
ذوق زده جیفی کشیدم و بدو بدو رفتم اتاقم
( تهیونگ)
ناراحت به رفتنش نگا کردم چقد ساده لوح بود کاش میشد با زبون بی زبونی بهش بگیم ما تورو فروختیم
_ مامان نمیخوای بهش بگی فروختیمش؟
_ نه پسرم ندونه بهتره شاید پسره اخلاق داشته باشه و جنی رو خوشبخت کنه


جیگیلیام اینم از پارت اول چون پارت اوله شرایطی نداره ♥️
و یه نکته اینه که جنی بلک پینک نیس و فقط شباهت اسمی وجود داره
دیدگاه ها (۰)

این یه عشقه بیبپارت : 2( جنی ) کارتم رو برداشتم یه لباس مناس...

این یه عشقه بیبپارت: 3لباسم و پوشیدم یه ارایش خیلی کم اما عر...

---**پارت سوم: رسوایی ما**_: (با صدای بلند) خوب، باید به خان...

**پارت دوم: رسوایی ما**_: (نشسته روی تختش، با نگرانی به گوشی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۶از ماشین پیاده شد در در کنارش تهی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۶۷داد زد و چشم به هانگول دوخت .. ها...

عشق زخمی p/²

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط