پارت نمیدونم چند
پارت نمیدونم چند ......
ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با سانزو میره اتاق ران -_-
ویو اتاق ران
سانزو : خب چی میخوای؟
ا/ت : میریم سر ریندو کرم میریزیم
ران : من که پایم
سانزو : خب از کجا شروع کنیم ؟ ( ریندو پسر قشنگ T^T )
ران : ولی چرا ؟
ا/ت : چون باهام نیومد خرید
سانزو : دلیل منطقی ای نبود ولی بیاین شورع کنیم دیگه !!
ا/ت : باشه ران ریندو دوست دختر داره ؟
ران : داشت ولی چند وقت پیش کات کردن الان فقط شبیه به یه دوست
ا/ت : باشه خیلی هم عالی ( خنده شیطانی)
..........
من دیگه بقیه حرف هاشون رو نشنیدم
چند ساعت بعد ا/ت و ران و سانزو نشسته بودن رو مبل که زنگ در میخوره ریندو هم همین جا ها بود
ران : ریندو در رو باز کن
ریندو : خودت باز کن چرا من ؟
سانزو : ریندو بدو باز کن دیگه
ا/ت پشت سر سانزو ادامه میده: آره معلوم نیست کیه شاید یه کار مهم داشته باشه
ریندو : تو یکی چیزی نگو دیگههههه ...اَه
ریندو رفت در رو باز کرد و با ا/م ( دوست دختر ریندو ) مواجه شد تنهایی هم نه بایه بچه تو بغلش
ا/م : وایی ریندووو چرا رفتی !!!!!؟؟؟؟ این بچه رو ببین چطور دلت اومد تنهاش بزاری ؟؟؟
ریندو : چی میگی برو بابا اصلا این بچه کیه اومدی میندازیش به من !!!!؟؟؟؟؟؟
ا/م : ریندو این بچه ما هست
ریندو : ها ؟ ○□○ این چی میگه کی به این گفت بیاد اینجا اصلا
ران : زنگ زد منم دعوتش گردم
ریندو : تو غلط کری .....
ا/ت در حال جر خوردن : ریندووووو ......ب...بچه دار..شده .............وای .....فکرکن......بابا .....ریندو ..............( ا/ت منهدم شد )
ریندو : ساکتتتتتتت
ا/م : راست میگه عزیزم
ریندو : به من نگی عزیزممممممم
تمامممممم
مرسی که تا اینجا با ما بودین بوس بوس
ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با سانزو میره اتاق ران -_-
ویو اتاق ران
سانزو : خب چی میخوای؟
ا/ت : میریم سر ریندو کرم میریزیم
ران : من که پایم
سانزو : خب از کجا شروع کنیم ؟ ( ریندو پسر قشنگ T^T )
ران : ولی چرا ؟
ا/ت : چون باهام نیومد خرید
سانزو : دلیل منطقی ای نبود ولی بیاین شورع کنیم دیگه !!
ا/ت : باشه ران ریندو دوست دختر داره ؟
ران : داشت ولی چند وقت پیش کات کردن الان فقط شبیه به یه دوست
ا/ت : باشه خیلی هم عالی ( خنده شیطانی)
..........
من دیگه بقیه حرف هاشون رو نشنیدم
چند ساعت بعد ا/ت و ران و سانزو نشسته بودن رو مبل که زنگ در میخوره ریندو هم همین جا ها بود
ران : ریندو در رو باز کن
ریندو : خودت باز کن چرا من ؟
سانزو : ریندو بدو باز کن دیگه
ا/ت پشت سر سانزو ادامه میده: آره معلوم نیست کیه شاید یه کار مهم داشته باشه
ریندو : تو یکی چیزی نگو دیگههههه ...اَه
ریندو رفت در رو باز کرد و با ا/م ( دوست دختر ریندو ) مواجه شد تنهایی هم نه بایه بچه تو بغلش
ا/م : وایی ریندووو چرا رفتی !!!!!؟؟؟؟ این بچه رو ببین چطور دلت اومد تنهاش بزاری ؟؟؟
ریندو : چی میگی برو بابا اصلا این بچه کیه اومدی میندازیش به من !!!!؟؟؟؟؟؟
ا/م : ریندو این بچه ما هست
ریندو : ها ؟ ○□○ این چی میگه کی به این گفت بیاد اینجا اصلا
ران : زنگ زد منم دعوتش گردم
ریندو : تو غلط کری .....
ا/ت در حال جر خوردن : ریندووووو ......ب...بچه دار..شده .............وای .....فکرکن......بابا .....ریندو ..............( ا/ت منهدم شد )
ریندو : ساکتتتتتتت
ا/م : راست میگه عزیزم
ریندو : به من نگی عزیزممممممم
تمامممممم
مرسی که تا اینجا با ما بودین بوس بوس
- ۳۸.۵k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط